من تشنه ام ولی، در کوزه آب نیست
من تشنه ام ولی، در کوزه آب نیست
حال خراب هست، جان خراب نیست
چون سایه روز و شب، در آب و آتشم
آرامش جهان، بی اضطراب نیست
جامانده ی شما، وامانده ی دل است
پاداش زندگیش غیر از عذاب نیست
پرسیدی و دریغ، حرفی نداشتم
این دل شکسته را، بر لب جواب نیست
کشتی شکسته ام بر ساحل شما
جای عذاب من، بیرون از آب نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:38 توسط حــســـيــن آقــايــي
|