به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد

" پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر
مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد "

عصای دست من عشق است، عقل سنگدل بگذار
که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم
بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد

 

سجاد سامانی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

عشق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم


هرکه خواهان است
بسم الله الرحمن الرحیم


دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله النور


گر چراغان است
بسم الله الرحمن الرحیم


نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی


از سلیمان است
بسم الله الرحمن الرحیم


سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان


دل شبستان است
بسم الله الرحمن الرحیم


قل هو الله احد قل عشق الله الصمد


راز پنهان است
بسم الله الرحمن الرحیم


گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو


دل پریشان است
بسم الله الرحمن الرحیم


ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن


مردن آسان است
بسم الله الرحمن الرحیم


میزبان عشق است و وای از عشق ! غوغا می کند


هر که مهمان است
بسم الله الرحمن الرحیم