خدای عشق
از پهلويي کبود، وَ چشمي بر آمده
حتي صداي لنگه ي در هم در آمده
جاي لگد، اصابت سيلي و ميخ در
آه اي خدا چه بر سر اين پيکر آمده
ملجم گرفته است مگر دست را به پيش
يا بر فراز نيزه ي کوفي سر آمده
کاري بکن امام علي، اي خداي عشق
تا پشت درب خانه ي تو خيبر آمده
ميخ سه شعبه بوده مگر يا عمود، اين
يا اينکه باز حرمله ي ديگر آمده
نيزه نداشته است، جسارت نمي کنم
شايد که او براي سر مادر آمده
نيزه نداشته است، خدايا مرا ببخش
يا شايد او براي سر حيدر آمده
مادر خدا بخير کند، خواب ديده ام
مادر بگو براي چه پيغمبر آمده
حتي صداي لنگه ي در هم در آمده
از پهلويي کبود، وَ چشمي بر آمده